ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد
-
تاریخ: 1401/3/14 ساعت: 19:20
ورونیکا می خواهد بمیردفکر میکنم پنجمین کتابی هست که از پائولو کوئیلیو می خونم. شش ساعت و نیم شنیدار کتاب با صدای شخصی به نام میکائیل با آهنگ خشک و خشن برام قدر مکفی جذابیت داشت. مکث های کوتاه بین کلمات در هر جمله برایم حالت بریده بریده و تازگی ویژه ای داشت. فقط تازگی. همین! کتاب ورونیکا می خواهد ب...
سیزارتا
-
تاریخ: 1401/3/14 ساعت: 19:20
سیزارتاحدود دوساعت فایل صوتی کتاب سیزارتا نوشته هرمان هسه (نویسنده آلمانی) را شنیدار کردم. رمان در خصوص فردی برهمائی به اسم سیزارتا بود که در خانواده ای قابل و دارای شان اجتماعی و مکنت فراوان چشم گشوده بود. او به دلیل هوش بالا و ذات کمال گرائی که داشت تصمیم گرفت تا بر یکی کردن قلب خود با خداوند که ...
بادبادک باز
-
تاریخ: 1401/2/5 ساعت: 12:48
بادبادک بازنوشته خالد حسینی – سیزده ساعت کتاب صوتی ِ فوق دلنشین.... بی شک جزء ده کتاب برتری هست که خوندم (به گوش شنیدم) طنین و لحن صدای گوینده مدتها توی گوشم خواهد ماند، یاد اولین کتاب صوتی ای که گوش کردم می افتم (هبوط در کویر) با اون لحن خاص بیان جملاتو کلماتش... بادبادک باز هم فوق العاده بود گویش...
تِس
-
تاریخ: 1401/2/5 ساعت: 12:48
تِسکتاب صوتی تس- سه ساعت و خورده ای - سَوای محتوای کتاب که داستان کوتاه و بی ارزشی بود، چیزی که منو جذب کرد ساختار صوتی سازی کتاب بود. اولین کتاب صوتی ای که برای هر شخصیت یک فرد مجزا محتوای صوتی رو خوانش می کرد. کتاب به طرز زیبائی سرتاسر دیالوگ بود. یعنی کلا همه ی همه ی کتاب دیالوگهای بین افراد بود....
تست دکتری رشته روانپزشکی
-
تاریخ: 1401/2/5 ساعت: 12:48
سوال: چرا چاقوکش ها راحتند؟پاسخ:الف) چون وجدان ندارندب) چون به هر کسی که چاقو نمیزنند ج) چون فقط راحتی خودشون مهمهد) هر سه گزینه صحیح استپ ن: خاطره باز... یعنی .. جای زخمهای بیشمار ... Adblock test (Why?)
سرنوشت تشنه ی عشق
-
تاریخ: 1399/9/29 ساعت: 21:46
شاهنامه ایرانی (فردوسی) 4- تهمورس حالا دیگه شعرِ فردوسی رو خوندن برام شده تقریبا شبیه روانخوانیِ نثر! گویا و لطیف و شیرین. پادشاهی تهمورس که فردوسی توی 4 صفحه سروده رو باید ازش یه فیلم سینمائی در حد "گلادیاتور" ساخت. زمانه ای که ریسندگی از پشم گوسفند و بافتن لباس اختراع میشه، آموزش حیوانات و پرورش ح...
رگبار
-
تاریخ: 1399/9/29 ساعت: 21:46
چشمهایم پله ها رو یک نفس تا پشت بوم دویدم .. صدای ضربان قلبم بیشتر منو یاد طبلهای دسته های زنجیر زنی ماه محرم مینداخت .. دستم رو به نرده های دور پشت بوم گرفتم و از بلندی پنج طبقه به چشم انداز شهرمون ن
تریستان و ایزولد
-
تاریخ: 1399/9/29 ساعت: 21:46
مرز 20/4/1390این تو بودیتکیه دادی به تن حس و خیالپای آن جوی ...که می رفت طرف آنهمه خوبی و خیالو سپردی همه ی تاب و تب و ترس و تمنا ... به فنا ...و گذشتی ز خود مثل آرش که کمانش همه قانون من
رستاخیز
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 19:52
آسمانِ پلوتو .. در حریم خورشید ...زرد و صورتی درهمبا ارغوانیقلبهای تنها .. "پرنده های قفسی"مآه گردیده هم اکنون بَر من ...بامدادِ سه شنبه! از تو ...خوش یُمنیِ اقبال از من ...طعمِ طنّازیِ طعنه .. کاری!
حکومت بهداشتی
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 19:52
من اگه رئیس جمهور بودم به محض تشخیص اولین عامل کرونائی وضعیت کشور رو "حکومت بهداشتی" اعلام می کردم. و تا 2 الی 3 ماه وضعیت کشور بدینسان:1- هر گونه خروج از خانه عواقب حکومتی و اطلاعاتی و خیانتی دارد.
اولین از چله
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 19:52
شور شد راز گل رز!عکسی از دامنه ی احساست...سست و مسحور و کمی رنجیده ...ز هیولای بزرگی "نامیده" !محتسب "خواب" ولی "شهر" بیدار ..."اینهمه" هیچ ز عمری انگار ...تو فقط ساقی "عشق" باش و خلاصنقشه ی گل بِک
جنگ
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 19:52
خب من فکر می کنم"مدیریت" لازمه ی "تکامل" است ...و ارزش "عمر" از "پول" بیشتر است ! یعنی : "بجای کارگری کردن بگذار کسی کار کند که نمیتواند کارآفرینی کند" و تو .. "کارآفرین" باش و بگذار "کارگر" به پول ا
محتوای قابی از شعرِ جنون
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 19:52
ستاره از تو .. مآه از من ...دیشب از من "درد" جاری بود"تو نبودی" ، جای "عشق" خالی بودمحتوای قابی از شعرِ جنونمات و مبهوت و گواه از "من" بود"بوسه باران" بودنم را گفته اماین هوس، نه! پُر "ثواب" با تَن ب
جور دیگر باید زیست
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 19:52
رز های قضا رفته ...بارانی و خیس حتی ...منتظر اند ... پ ن : به تو که میرسم ... واژه هایم چون سربازان نازی خط می شوند تا ... سآن .. ببیند ...پ ن : چقدر از عمر مانده ؟پ ن : این قدر که از عمر رفته
حساب
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 19:52
حساب می شویم یک روز"که از برای چه آمده بودیم ؟ آیا ؟برای فرار از کرونا؟برای داشتن خانه های بسیار ؟برای بهترین ماشین ها ؟برای "مالکانه ترین" احساس ها ؟برای حل معادلات یک عمر مجهولی ؟برای هر صبح را تا
بدون قفس
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 19:52
آری"بی قفس"منِ قبل از تو "را اینبار دریاب"خوب! حتی خوبتر از خوب در داده ام آواز ... "ای مآه" ...مدارا کن ..." که خود را با تو بشناسم " ... "منِ گــُم را تو پیدا کن" ...عاقوش بُگشا ...بآد دِه "خاص ت
عهد
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 19:52
منآنجا بودو "آقا" یار می گرفت ...دلم غوغا بود که من !؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟ هم آیا ...و بیدار شدم ...صدای "الله اکبر ... "
عصیان
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 19:52
آره خب "عصیان"یکطرف پیش قاضیِ زمینی همیشه "حق داره" ...و "قاضی" به قول "امیر (ع)" فقط یه "نادانه" بین دو "دانا" ..و مساله ی من و تو ...نگاه ابزاری یا نگاه حلّالی به یک "انسانه" ....و فعل "قضاوت" فقط د
قوانین خسوف و کسوف
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 7:18
خورشیدگرفتگی یا کُسوف (به انگلیسی: Solar eclipse) هنگامی رخ میدهد که سایه ماه بر بخشی از زمین بیفتد و در نتیجه در قسمتهایی از کره زمین، قرص ماه قسمتی از قرص خورشید یا تمامی آن را از دید ناظر زمینی
وصیت
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 7:18
امشب می خواهم تازه تر "وصیت" کنم. هنوز تموم نشده... "طولانی شد". پ ن :بیم و هراسم نیست .. که تو همه جا از من قبل تری ... و حتی بعد تر ...هر جا که سَری افراشته .. تو بلند ترو هر بخششی از آگاهی .. در ط