خب من فکر می کنم
"مدیریت" لازمه ی "تکامل" است ...
و ارزش "عمر" از "پول" بیشتر است ! یعنی : "بجای کارگری کردن بگذار کسی کار کند که نمیتواند کارآفرینی کند" و تو .. "کارآفرین" باش و بگذار "کارگر" به پول اش برسد ....
و جنگ !در نظرم کلا چیز خوبی است ... "گذشته از بستر شهادت بودن" ...
عشق در آنجا "پولی" نیست ...
و معصوم ترین احساسها ... حتی ... دل آکنده از هر قیدی ... "قرآنی" می شوند ...
و از خدا "پیام" توحید می آورند ...
من معتقدم :ترس ریشه ی در درون انسانها دارد .. نه در بیرون ! "خلاص"
و حالا من "عاشق این احساسم" : چی بشه که بترسم؟؟!!
و در قید "رضایت قلبی" ام از خدای کرده ها ...

عید ولادت ناجی موعود مبارک
من عهدم را هر صبح تجدید می کنم (انشاله).
پ ن : آری هر صبح ...
پ ن : "شهادت" منتظر آن قلبهای از "خود گذشته" است .. آنها که از قیدهای متجانس گذشته اند ...
پ ن : اولین پله های رسیدن به خدا .. "دوست داشتن" و " دوست داشته شدن" است ... باقی پله ها همه ... روی این دو استوارند....
پ ن : "بوست دارم". ای جااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان
پ ن : خدایا .. ای خدای مهربان .. از گناهام در گذر... از گناهام در گذر ... به حق تکرار مکرر عاشقانه ای از "بسم الله الرحمن الرحیم - انا اعطیناک الکوثر - فصل لربک وانحر - ان شانئک هو الابتر ". خ ب م ب س و ص و پ ر و پ ع و ق ب و خ ت و خ .
برچسب:
نویسنده: کسری صفری