ستاره از تو .. مآه از من ...

دیشب از من "درد" جاری بود
"تو نبودی" ، جای "عشق" خالی بود
محتوای قابی از شعرِ جنون
مات و مبهوت و گواه از "من" بود
"بوسه باران" بودنم را گفته ام
این هوس، نه! پُر "ثواب" با تَن بود
دِی مرا هر... از "نماز" با تو
پله ای از پلّکان عشق با "خون" بود
بَر بگیر جامِ مرا از جانِ من
گیرِ جانم در شهادت "جام" بود
پ ن : خدایا شکرت.. بخاطر همه نعمتهایی که بهم دادی و من لایقشون نیستم. خدایا بهم توفیق عبادت و سپاسگزاری بده .. توفیق بندگی کردن .. من میخام ... به انتهای فجر برسم...
پ ن : روزی که به شهادت برسم .. "اونروز تولد روح منه" ... من الآن در رحِم ِ یک احساس آبستن شده ام و این احساس نیکو را "بینهایت دوست دارم" ... در فرهنگ شهادت باید تربیت بشم ... هعی روزگار ... عاقوش بگشا ... و با دستان "عشق" ات ... مرا تربیت کن .
پ ن : از همه ی محرک های احساسی گذشته و به "آرامش" رسیده .. "منم". آرامش قبل از طوفان!
پ ن : انا اعطیناک الکوثر .. فصل لربک وانحر .. ان شانئک هو الابتر ...
پ ن : دو روز کامل نمازهایم در قید تشنگی "بی رمق" بودند ... "تقصیر کیست؟" خودم؟؟؟!!!!
پ ن : خدایا دوستت دارم. خیلی دوستت دارم.
پ ن : "کرونا نعمتی است بَس سنگین! آنقدر سنگین که درکش مشکل است"
پ ن : از برنامه ام عقب نیستم خدا رو شکر. روزی یک زیارت عاشورا ... هر روز یه عهد تازه .. و ذکر کثیر ...
پ ن : همین
پ ن : می خوام همیشه خوب بتونم ... "احساساتی" کنم ...
برچسب:
نویسنده: کسری صفری