هوایی برای نفس کشیدن
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 7:18
مِه گرفته مراو همه ی احساسهای دنیا را .. حتی ..نفس کشیدن در این مرطوب ِ سرد ِ زمستانی ...بر وسعت بوم ِ خاطراتی نه آنچنان "ننگین" ...با قلمو .. قلم .. مداد .. هر آنچه از هنجارهای "آهنگین" ..."به خدا ق
"مناجات"
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 7:18
این توئیغنچه ای "باز"...نشکفته کامل منتها ...طرح و رسمی ز اشتیاق "عاشقی"پاک و تــُرد و تازه و تنّــاز و تنها و "تشنه" مثل "من"...باخته گاهی "لحظه های ناب را از زندگی"پُر از حضوری "بی دریغ" ...انعکاسی
حدّ ِ عشق
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 7:18
آرایشباور نمی کنی اما .. "دیشب"من خواب دیدمکه "مآه" را بوسیدم و او "خجالت" می کشید ...سرخ ... سفید .. صورتی .. نیلی .. گندمی .. فیروزه ای .. نقره ای ...هفت رنگ .. هفت قلم "آرایش" که می گویند ...یقین ک
معادله خوشبختی
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 7:18
آگاهی Life + Love = HappyLife - Love = Sad then : 2Life + Love - Love = Happy + Sad then : Life = .5 Happy + .5 Sad that's all. من!نماز هایم را خ
خورشید
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 7:18
من "چشمهایش " را بست .. و به آرامی اندیشید :خورشید خروشیدو هرچه گَشت ... "مآه" را ...که به دور "زمین" می چرخید ... "ندید" ...با چشمانی سوزان و عرقی آتشین "دردهایش" را ... حتی "زخمهایش" را فرود بلعید
بیا روشن کنیم شب را
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 7:18
نخواهی گر .. سهمی از دنیا"منم" باید... که سهم دستاتماگر آرامشت حتی ...واسه اینه: "ز همراهیم " ...زمین می گرده و اما ...تو که "بی ترس" و ایستاده ...اگه "عشقم" یه چیزی کهبهت "آرامشی" میدهبیا "روشن ک
ره نمای بهشت .. آنِ تو ...
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 7:18
ای ترسِ تنهائی من .. "اینجا چراغی" آورده است :خوب بنگر:که ...تمام آدمهای غمگین .. پیشکش! ... سهم تو نیست این "بار"...هر آغوشی اگر یک دلی را تنها ... "به مقدار"...آغوش داشتچای تعارف دادسلامی بخشیدخوب ک
هندسه تکاملی ضمیر سوم شخصِ "من" - قسمت اول
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 7:18
هندسه ی تکاملی ِ ضمیر سوم شخصِ "من" "من" نبود، یعنی هنوز آفریده نشده بود و هندسه تاریخ هستی انگار کن بر وجهه نقطه ی مبداء "بی من" مات و مبهوت مانده بود. یک خلاء بیکران ... بی انتها ... یک هیچ ِ مط
خیلی اتفاقی... خیلی سادگی .. خیلی بی تجربگی ... خیلی خامی .. کدومشه؟
-
تاریخ: 1398/10/30 ساعت: 2:31
⭕ خیلی اتفاقی نقص فنی پیدا میکنه و باید برگردهخیلی اتفاقی در شرایط جنگ نظامی به یک پایگاه نزدیک میشهخیلی اتفاقی جواب برج مراقبت رو نمیدهخیلی اتفاقی یه نفر بدون هیچ هیجانی از این واقعه فیلم میگیرهخیلی
مسئول حادثه هواپیمای اکراینی
-
تاریخ: 1398/10/30 ساعت: 2:31
در همه ی جای دنیا خطای انسانی وجود دارد. در دفاع مقدس بارها به همین واسطه، پدافند ارتش و سپاه جنگنده و بالگردهای و نیروهای خودی را هدف قرار دادند. پس این اتفاق ممکن بود هر زمان و مکانی رخ دهد..گرچه ت
تشنگی
-
تاریخ: 1398/10/30 ساعت: 2:31
تشنگیکه پر از واژه شویو بباری کمیو پر از خیس کنی وسعت احساس عمیقهر چه می نوشم از این جام وجودت ببینتشنه ام باز پر از تشنگی و یک عطش ناب که توکه پر از واژه شویو بگوئی همه ی آنچه نگفتی و گذشتبنویسی همه
داستان یک سپاه...
-
تاریخ: 1398/10/30 ساعت: 2:31
غیرت می خواهد... قضاوت این کلیپ ... فهمیدن این تاریخ ...http://s6.picofile.com/file/8384677350/_%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87.mp4.html پ ن : نبینی .. حماسه ای رو از دست دادی...پ ن : درود بر شرفت ای ایراین
یه ختم قران نظر این آرزو... "اونم منظوم"
-
تاریخ: 1398/10/30 ساعت: 2:31
لونهجوجهجیک جیک پ ن: بهشتم آرزوست.
قدرٍ خون!
-
تاریخ: 1398/10/30 ساعت: 2:31
نصف اینا که توی هواپیما شهید شدند.... اقامت خارجه داشتندخب لابد اون نصفه همه داشتند میرفتند اقامت خارجه اشون رو بگیرند ... نه؟؟؟!!! خداوکیلی: ایقد که پیِ خونِ اینها هستید.. پِیِ زندگی لجنی مردمی که
چه باید میگفتم؟
-
تاریخ: 1398/10/30 ساعت: 2:31
چه باید می گفتم؟مدت طولانی ای بود که چشمانش را به من دوخته بود .. فاصله ی نه چندان زیاد بین من و او مواج بود از سکوتهایی که چشمهایمان به ساحل های فکر و اندیشه می راندند!! سر نمی توانستم بگردانم چراک
سلام زندگی
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 5:50
همه چی خوبه... خدا رو شکر.قرادادی که تهران بستم رو استارت کردم! یکی از مهمترین مسائلش رو انجام دادم. بازم خدا رو شکر و حالا دیگه باید کم کم وارد فاز عملیاتیش بشم. انشاله که بازم خدا کمک کنه و ختم به خ
"درک" "درد" "مرد"
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:55
آره خب :میگن خسیس یه روز یه موز خورد ... معده اش تعجب کرد ... شده حکایت "مدعی" که به زندگیش شاید "مرد عمل" ندیده بوده که باورش نمیشه و اینطور "خاله زنک بازی رو پیشه کرده" . دزد حاضر بُز هم حاضر .. من
دوست داشتنی
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:55
من فقط قدّ ام بلنده ...ولی دیوارم بَدکوتاهه انگار ...میفهمم که دوس داشتنی نباشم ... آخه نه که دور و کم ام ...خلاص پ ن : لعنت به مخترع پولپ ن : "من" جان ... دوستت دارم. چون دوست داشتنی ای .. هرکی هرچی میخاد بگه ... خلاصپ ن : من از خودم مطمئنم.
رفیقِ نارفیق
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:55
رفیق نا رفیقم ... تولدت مبارکای یار نیمه راهم .. تولدت مبارکخود خواه تر از ستاره ...بی مِهر تر از آذرخش ...چون ماهِ در کسوفی ... تولدت مبارکرفتی پِیِ نفهمیاز عشق و خون گذشتی ! نه قولِ مرد سَرَت شد ..
ماه
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 14:58
منو بخندون!..... باور کنقسم به شهر های شلوغو خیابانهای بلندو هوایی ناپاکنفسی نیست که بر باد دهد ذهن مرا... و به آن شب ببردکه زمان مانده و مبهوت همه ی قافیه هانفسی نیست همینباور کن... پ ن: ممنونم از اینهمه پایمردیت... شریک. خلاص