تشنگی که پر از واژه شوی و بباری کمی و پر از خیس کنی وسعت احساس عمیق هر چه می نوشم از این جام وجودت ببین تشنه ام باز ... پر از تشنگی و یک عطش ناب که تو که پر از واژه شوی و بگوئی همه ی آنچه نگفتی و گذشت بنویسی همه ی خاطره ها را دقیق و بباری همی مثل ابری که پر از حادثه ی عشق " پریشان " شده است و نشاطی که فقط بارش احساس تو دارد همین هر چه می خوانمت ای بارش آرامش من بیقرارم هنوز مثل دلدادگی اقیانوس که پر از شور ولی تشنه ی شوری اشکی که فقط دیده ی ماهی بارد واژه
برچسب:
نویسنده: کسری صفری