خرید بک لینک

مثل باران
بر من ببار
با احساست
با واژه هایت
با چشمهایت
با موهایت
با انگشتانت
و خیس کن وسعت زخمی کویر زندگی ام را
مرا با خود ببر
به سرزمینِ شبهای نقره ای ...
آنقدر که من "تو" باشم !
با همان چشمها.. دستها... قدمها...
در قامت تو رقصیدن
در صورت تو دیده شدن
در سیرت تو عاشق بودن
وای زیباست...
اینجا آغوش من تنهاست...
تنهای تنهای تنها...



پ ن : سهیل .. لب تشنه مثل خورشید...
پ ن : میدانم عمر خیلی هم طولانی نیست .. بخدا طولانی نیست ...
پ ن : برادر... پدر...

برچسب: نویسنده: کسری صفری تاريخ: پنجشنبه 9 خرداد 1398 ساعت: 3:12

صفحه بندی