آری سرانجام...
در کشور من همه ی کارها انجام می شوند... اما به سرانجام نمی رسند..
دقیقا مثل "برجام" .... خ خ خ خ (وسط این خ ها گریه داره ها)

اما بعد
با یه بنز 420 آمد...
نمیدانست کفِ کفشهایم پاره بود...
وقتی روی صندلی شاگرد نشستم... "از صندلی چیزی نمیگویم ممکن است .... " ...
اما .. کفیِ ماشینش از کفِ کفشهای من نوازشگر تر بود...
همین
پ ن : اینروزها دلم یه سقف میخاد... و آرامش و فراغ بال.... و یه پلی استیشن فور...
شانس که نداریم قیمتش شده قیمت خون... شاید دیگه نتونم بخرم!! حیف از این عمر!
پ ن : حلال بودن مهمتر است یا حلّال بودن؟؟؟ کاش اگر حلال نیست لااقل حلّال باشد.... آخر این چه تقدیریست.... ؟؟
پ ن : میگن از نخورده بگیر بده به خورده .. حکایت حالای منه و این سنگ گرانیت فروش !!
خب شایدم حق داره... بنده خدا ... منفعت طلبه ... سرشتش اینه ...
پ ن : بهشتِ من : 1- یه اتاق با تخت خواب ... 2- یه میز و صندلی با پلی استیشن فور+ فیفا 3- یه خط اینترنت با همین لب تاپه .. هرچند که همه جاش شکسته ... خخخخ 4- یه "تو" ... که باشی !!! 5- همه ی گزینه ها "مالِ خودم باشه" . تمام.
پ ن : سهیل .. لب تشنه مثل خورشید ...

برچسب:
نویسنده: کسری صفری